به گزارش حیات، در دوران دفاع مقدس نزدیک به سه هزار کودک جان خود را دست دادند. کودکانی که نقشی در این اتفاق نداشتند اما قربانی زیاده خواهی دشمنان بعثی جمهوری اسلامی ایران شدند. در این میان، تعداد کودکانی که در جنگ مجروح شدند و تا آخر عمر با نقص عضو حاصل از جنگ، زندگی می کنند نیز کم نیست. حلیمه یکی از کودکانی است که وقتی تنها 11 سال داشت، بمباران چشم هایش را گرفت و ترکش ها هنوز در جای جایِ بدنش جا خوش کرده اند.
در ادامه گفت و گوی خبرنگار پایگاه خبری حیات با حلیمه بیورانی جانباز 60 درصد از شهرستان بانه را در حاشیه جشن شمیم کوثر می خوانید:
11صبح بود، همه اعضای خانواده در خانه بودیم. از پنجره خانهمان بیرون را نگاه می کردم که در یک لحظه انگار به عقب پرت شدم. دیگر چیزی به خاطر ندارم اما فکر می کردم که مرده ام.
در بیمارستان بانه به هوش آمدم. چشم هایم را بسته بودند. پزشکان گفتند اشیای خارجی زیادی مثل شیشه و ترکش در چشمانم رفته است، حتی دست ها و پاهایم نیز پر از ترکش بود.
برای انجام عمل جراحی به تبریز فرستاده شدم. آنجا متوجه شدم چشم چپم دیگر هرگز نخواهید دید. پزشکان گفتند اگر درمانم را ادامه ندهم چشم دیگرم را نیز از دست خواهم داد. به همین دلیل به تهران رفتم اما در نهایت چشم راستم فقط 4 درصد بینایی اش را به دست آورد.
مادر، دو خواهر و دو برادرم نیز در این حمله زخمی شدند اما مجروحیت من از همه بیشتر بود.
کنار آمدن با زخم ها و چشم های بسته ام خیلی سخت بود. من دیگر آن دختر 11 ساله شاد و خندان نبودم، خیلی با هم سن و سال هایم فرق داشتم و این باعث شده بود روند زندگی ام تغییر کند.
سال های سال از زندگی ام در راه بیمارستان ها در شهرهای مختلف گذشت. اما دوباره امید به زندگی ام را به دست اوردم. درس خواندم و به عنوان مشاور مشغول به کار شدم.
مبینا آقاخانی